السيد الخميني

216

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

است تفكر در اكتناه ذات و كيفيت آن است ؛ چنانچه از روايات شريفه استفاده مىشود . و گاهى نيز غير اهل را منع كردند از نظر به بعضى معارف كه مقدمات دقيقه داشته ، چنانچه حكما نيز در هر دو مقام موافق‌اند . اما استحالهء اكتناه ذات در كتب آنها مبرهن است « 1 » ، و منع از تفكر آن نزد جميع مسلّم . و اما شرايط دخول در اين علوم و منع تعليم غير اهل ، در كتب آنها مذكور و وصيت آنها در اوايل كتب يا اواخر آن مسطور است ، چنانچه دو امام فن و فيلسوف بزرگ اسلام ، شيخ ابوعلى سينا ، و صدر المتألّهين « 2 » ، در آخر اشارات « 3 » ، و اوّل اسفار « 4 » ، وصيت بليغ در اين باب فرمودند . فراجع . و اما نظر در ذات براى اثبات وجود و توحيد و تنزيه و تقديس آن ، غايت ارسال انبيا و آمال عرفا بوده ؛ و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات و اسماء و صفات ذات مقدس است ، و ملحدين اسماء را حق تعالى تعيير فرموده « 5 » . و هيچ كتابى از كتب حكما و متكلمين بيشتر از كتاب كريم الهى و كتب معتبرهء اخبار ، مثل اصول كافى و توحيد شيخ صدوق ، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننمودند . و فرق بين مأثورات از انبيا و كتب حكما فقط در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است ؛ چنانچه

--> ( 1 ) - ر . ك : التحصيل ، ص 580 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 113 - 117 ؛ المبدأ و المعاد ، ص 23 . ( 2 ) - محمد بن ابراهيم شيرازى ( 979 - 1050 ) ملقب به « صدر الدين » و « صدر المتألهين » معروف به صدرا وملّاصدرا از بزرگان حكماى اسلامى است . وى بنيانگزار « حكمت متعاليه » است و صاحب آراء بديعى در فلسفه مىباشد . مكتب فلسفى صدر المتألهين پس از او بر ديگر مكاتب فلسفى برترى يافت . و بيشتر حكماى اسلامى پس از او از پيروان مكتب او به شمار مىروند . مهمترين اثر وى اسفار اربعه است كه در بردارندهء آراء و نظريات فلسفى او بنحو گسترده مىباشد . از آثار ديگر اوست : تفسير القرآن الكريم ، شرح اصول كافى ، مبدأ ومعاد ، مفاتيح الغيب ، شواهد الربوبيّه ، اسرار الآيات ، حاشيه بر شفا . وى از شاگردان محقق داماد ، ميرفندرسكى و شيخ بهايى است . ملا محسن فيض عبدالرزاق لاهيجى ( فيّاض ) از شاگردان معروف او هستند . ( 3 ) - الإشارات و التنبيهات ، ص 395 ، « خاتمة ووصيّة » . ( 4 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 10 ، « مقدّمة المؤلّف » . ( 5 ) - ( وَللَّه الأسْمَاءُ الْحُسنى فَادْعُوهُ بِها وَذَروا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى أَسْمَائِه ) ؛ « همهء اسم‌هاى نيكو از آن‌خداست ، پس خدا را به آن اسماء بخوانيد و رها كنيد آنان را كه دربارهء اسماء خدا الحاد مىورزند » . ( الأعراف ( 7 ) : 180 )